تبلیغات
افسران جنگ سایبری - آیا اسماعیلت را به قربانگاه عشق آورده ای؟
[ ]
 
 
آیا اسماعیلت را به قربانگاه عشق آورده ای؟
نظر بدهید...

عید قربان مبارک 

سلام بر ابراهیم، سلام بر محمد و سلام بر همه بندگان صالح خداوند 

 عید قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهی و شعور) و منا (سرزمین آرزوها، رسیدن به عشق) فرا مى رسد، عید رهایى از تعلقات است. رهایى از هر آنچه غیرخدایى است. در این روز حج گزار، اسماعیل وجودش را، یعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنیوى پیدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.

صدای پای عید می‌آید. عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دل‌هایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.

و اکنون در منایی، ابراهیمی، و اسماعیلت را به قربانگاه آورده‌ای، اسماعیل تو کیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ موقعیتت، شغلت؟ پولت؟ خانه‌ات؟ املاكت؟

این را تو خود می‌دانی، تو خود آن را، او را - هر چه هست و هر که هست - باید به منا آوری و برای قربانی، انتخاب کنی، من فقط می توانم نشانی‌هایش را به تو بدهم:

آنچه تو را، در راه ایمان ضعیف می‌کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" می‌خواند، آنچه تو را، در راه "مسئولیت" به تردید می‌افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا " پیام" را بشنوی، تا حقیقت را اعتراف کنی، آنچه ترا به "فرار" می‌خواند ،آنچه ترا به توجیه و تاویل‌های مصلحت‌جویانه می‌کشاند و عشق به او، کور و کرت می کند. 

اما اسماعیل ابراهیم، پسرش بود...

سالخورده مردی در پایان عمر، پس از یک قرن زندگی پر کشاکش و پر از حرکت، همه آوارگی و جنگ و جهاد و تلاش و درگیری با جهل قوم و جور نمرود و تعصب متولیان بت پرستی و خرافه‌های ستاره پرستی و شکنجه زندگی. جوانی آزاده و روشن و عصیانی در خانه پدری متعصب و بت پرست و بت تراش!

و اکنون، در زیر بار سنگین رسالت توحید، در نظام جور و جهل شرک، و تحمل یک قرن شکنجه "مسئولیت روشنگری و آزادی" پیر شده است و تنها، و در اوج قله بلند نبوت، باز یک " بشر" مانده است و در پایان رسالت عظیم خدایی‌اش، یک"بنده خدا" ، دوست دارد پسری داشته باشد، اما زنش نازا است و خودش، پیری از صد گذشته، آرزومندی که دیگر امیدوار نیست، حسرت و یأس جانش را می‌خورد، خدا، بر پیری و ناامیدی و تنهایی و رنج این رسول امین و بنده وفادارش - که عمر را همه در کار او به پایان آورده است، رحمت می‌آورد و از کنیز سارا - زنی سیاه پوست - به او یک فرزند می‌بخشد، آن هم یک پسر! اسماعیل، اسماعیلی که برای ابراهیم، تنها یک پسر، برای پدر، نبود، پایان یک عمر انتظار بود، پاداش یک قرن رنج، ثمره یک زندگی پرماجرا، تنها پسر جوان یک پدر پیر و نویدی عزیز، پس از نومیدی تلخ.

و اکنون، در برابر چشمان پدر - چشمانی که در زیر ابروان سپیدی که بر آن افتاده، از شادی، برق می‌زند، می‌رود و در زیر باران نوازش و آفتاب عشق پدری که جانش به تن او بسته است، می‌بالد و پدر، چون باغبانی که در کویر پهناور و سوخته‌ی حیاتش، چشم به تنها نو نهال خرّم و جوانش دوخته است، گویی روئیدن او را، می‌بیند و نوازش عشق را و گرمای امید را در عمق جانش حس می کند.

در عمر دراز ابراهیم، که همه در سختی و خطر گذشته، این روزها، روزهای پایان زندگی با لذت " داشتن اسماعیل" می گذرد، پسری که پدر، آمدنش را صد سال انتظار کشیده است، و هنگامی آمده است که پدر، انتظارش را نداشته است!

اسماعیل، اکنون نهالی برومند شده است، تنها ثمر زندگی ابراهیم، تمامی عشق و امید ابراهیم!

در این ایام ، ناگهان صدایی می شنود :

"ابراهیم! به دو دست خویش، کارد بر حلقوم اسماعیل بنه و بکُش"!

مگر می‌توان با کلمات، وحشت این پدر را در ضربه آن پیام وصف کرد؟

ابراهیم، بنده‌ی خاضع خدا، برای نخستین بار در عمر طولانی‌اش، از وحشت می‌لرزد، قهرمان پولادین رسالت ذوب می‌شود  و بت شکن عظیم تاریخ، درهم می‌شکند، از تصور پیام، وحشت می‌کند اما، فرمان، فرمان خداوند است. جنگ! بزرگترین جنگ، جنگِ در خویش، جهاد اکبر! فاتح عظیم ترین نبرد تاریخ، اکنون آشفته و بیچاره! جنگ، جنگ میان خدا و اسماعیل، در ابراهیم.

دشواری "انتخاب"

کدامین را انتخاب می کنی ابراهیم؟! خدا را یا خود را ؟ سود را یا ارزش را؟ پیوند را یا رهایی را؟ لذت را یا مسئولیت را؟ پدری را یا پیامبری را؟ بالاخره، "اسماعیلت" را یا " خدایت" را؟

انتخاب کن! ابراهیم.

در پایان یک قرن رسالت خدایی در میان خلق و شکستن بت و نابودی جهل و کوبیدن غرور و مرگِ جور، و از همه جبهه‌ها پیروز برآمدن و از همه مسئولیت‌ها موفق بیرون آمدن و هیچ جا، به خاطر خود درنگ نکردن و از راه، گامی، در پی خویش، کج نشدن و از هر انسانی، خدایی‌تر شدن و امت توحید را پی‌ریختن و امامتِ انسان را پیش بردن و همه جا و همیشه، خوب امتحان دادن ...

ای ابراهیم! قهرمان پیروز پرشکوه‌ترین نبرد تاریخ! ای روئین تن، پولادین روح، ای رسولِ خدا، مپندار که در پایان یک قرن رسالت خدایی، به پایان رسیده ای! میان انسان و خدا فاصله ای نیست، "خدا به آدمی از شاهرگ گردنش نزدیک‌تر است"، اما، راه انسان تا خدا، به فاصله ابدیت است، لایتناهی است! چه پنداشته‌ای؟

اکنون ابراهیم است که در پایان راهِ دراز رسالت، بر سر یک "دو راهی" رسیده است: سراپای وجودش فریاد می کشد: اسماعیل! و حق فرمان می‌دهد: ذبح! باید انتخاب کند!

و ابراهیم انتخاب می‌کند، اما نه خود را بلکه خدای خود را و فرمان او را انتخاب می‌کند و اسماعیلش را برای قربانی کردن در محضر پروردگارش می‌برد اما...

این کارد... نمی برد! کارد را به خشم بر سنگ می‌کوبد!

همچون شیر مجروحی می‌غرد، به درد و خشم، برخود می‌پیچد، می‌ترسد، از پدر بودنِ خویش بیمناک می‌شود، برق آسا بر می‌جهد و کارد را چنگ می‌زند و بر سر قربانی‌اش، که همچنان رام و خاموش، نمی‌جنبد دوباره هجوم می آورد،

که ناگهان،گوسفندی و پیامی که:

" ای ابراهیم! خداوند از ذبح اسماعیل درگذشته است، این گوسفند را فرستاده است تا بجای او ذبح کنی، تو فرمان را انجام دادی"!

الله اکبر!

یعنی که قربانی انسان برای خدا - که در گذشته، یک سنت رایج دینی بود و یک عبادت - ممنوع! در "ملت ابراهیم" ، قربانی گوسفند، بجای قربانی انسان! و از این معنی دارتر، یعنی که خدای ابراهیم، همچون خدایان دیگر، تشنه خون نیست و از این معنی دارتر، خدا، از آغاز، نمی‌خواست که اسماعیل ذبح شود، می‌خواست که ابراهیم ذبح کننده اسماعیل شود، و شد، چه دلیر! دیگر، قتل اسماعیل بیهوده است، و خدا، از آغاز می‌خواست که اسماعیل، ذبیح خدا شود، و شد، چه صبور! دیگر، قتل اسماعیل، بیهوده است! در اینجا، سخن از " نیازِ خدا" نیست، همه جا سخن از " نیازِ انسان" است، و این چنین است " حکمتِ" خداوند حکیم و مهربان، "دوستدارِ انسان"، که ابراهیم را، تا قله بلند "قربانی کردن اسماعلیش" بالا می‌برد، بی آنکه اسماعیل را قربانی کند و اسماعیل را به مقام بلند "ذبیح عظیم خداوند" ارتقاء می‌دهد، بی آنکه بر وی گزندی رسد!

ثواب قربانی

از امام صادق علیه السلام در مورد علت قربانی پرسیدند، فرمود: «نخستین قطره‌ای که از خون قربانی بر زمین می‌چکد، صاحب آن قربانی آمرزیده می‌شود و این بدان جهت است که معلوم شود چه کسی بدون چون و چرا و از سر عشق و تسلیم، اطاعت می‌کند که خدا فرموده است: از گوشت و خون قربانی به خدا نمی‌رسد، بلکه آنچه به حساب خدا درمی‌آید، تقوای شماست. پس بنگر که چگونه قربانی هابیل پذیرفته و از قابیل مردود شد». ثوابی این چنین، شایسته قربانی کننده‌ای است که بعد از گلوله باران شیطان، روانه قربانگاه می شود تا پس از نفی شیطان، با اثبات خداوند رحمان، توحیدش را کامل کند. قربانگاه مرکز قیام مردم است. 

حکمت انجام قربانی

حکمت انجام قربانی، تقرب و تعالی قربانی کننده و تقوای او به سوی خداست؛ چرا که بنا به فرموده خداوند، از پوست و گوشت قربانی چیزی به خدا نمی رسد و در واقع آنچه قبول می شود، تقواست. بنابراین، قربانی آن گاه مورد پذیرش حق تعالی است که با تقوا و نیت خالص و پاک انجام شده و روح این عمل تقرب به خدا باشد؛ چرا که هیچ عملی بدون تقوا پذیرفته نیست. از سوی دیگر، عملی که همراه با تقوا باشد، ولی عمل کننده آن در غیر این عمل، تقوای الهی را رعایت نکند، اگر چه این عمل از او پذیرفته است، اما آن گونه که شایسته است، مورد پذیرش قرار نمی گیرد؛ زیرا خداوند عملی را می‌پذیرد که همه مراتب وجودی و شئون عامل آن، چه در این عمل و چه در اعمال دیگر بر پایه تقوا باشد. حقیقت قربانی نیز تقواست، نه گوشت و خون آن.

جایگاه قربانی در روایات

قربانی جایگاهی ویژه در روایات دارد. امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «خداوند قربانی کردن را دوست دارد»؛ چرا که گرسنگان و محرومان از گوشت قربانی بهره‌مند می‌شوند. در سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز می بینیم که در حجة الوداع، یکصد شتر با خود همراه برده بودند. از این تعداد، بیش از سی شتر را به حضرت علی علیه السلام بخشیدند و حضرت علی علیه السلام نیز همه آنها را نحر کرد و رسول اکرم صلی الله علیه و آله نیز بقیه شتران را قربانی نمود. آن حضرت صلی الله علیه و آله در روزهای عید فطر و عید قربان از خانه بیرون می آمد و با صدای بلند «لا اله الّا اللّه » و «اللّه اکبر» می گفت و بدین وسیله، یاد خداوند را در دل ها زنده می کرد.

اعمال شب عید قربان

از امام صادق علیه السلام روایت شده كه از پدرانش چنین نقل فرمودند:

امام علی علیه السلام دوست داشت چهار شب از سال، خود را فارغ (فراغت برای عبادت در آن) نماید؛ شب اول رجب، شب نیمه شعبان، شب عید فطر و شب عید قربان»

ممكن است منظور از فراغت، فراغت برای عبادت در آن با زنده نگهداشتن آن باشد. بلكه به قرینه احادیث مشابه ظاهراً منظور همین است. زنده نگهداشتن آن عبارت از فارغ ساختن نفس، قلب و اعضای بدن در خدمت به خداوند متعال است، به این صورت كه دل او در یاد خدا بوده، بدنش مشغول فرمانبرداری و عبادت خدا بوده و در طول شب هیچ چیزی حتی مناجات، او را از خداوند غافل ننماید؛ مگر اینكه مشغول شدن به این مناجات نیز برای خدا و به خاطر او باشد، كه این مطلب اولین درجه مراقبت می‌باشد. در شب و روز عید زیارت امام حسین علیه‌السلام مستحب است.

اعمال روز عید قربان

روز عید قربان بسیار روز شریفی است. با شروع روز عید باید بر تمامی كارهایی كه باعث رضایت و جلب عطوفت پروردگار است، مواظبت نمود.

از كارهای مهم در این روز، قربانی است. این عمل همان گونه كه در روایات آمده واجب است؛ گرچه مراد از وجوب در اینجا استحبابی است كه بر آن تاكید شده است. اعمال آن چند چیز است؛ غسل، خواندن نماز عید و در این روز افطار بعد از نماز با گوشت قربانی مستحب است و قربانی كه سنت مؤكد می‌باشد.

و بدان ...

بدان كه زمین سراسر حجى است كه تو در آنى و باید با سادگى، وقوف در جهان درون و بیرون و قربانى كردن همه آرزوهاى پوچ دنیوى، خود را براى سفر بزرگ آماده كنى. انسان مسافر چند روزه كاروان زندگى است.


برچسب‌ها: عید قربان ,
پنجشنبه 4 آبان 1391ساعت : 10:48 ب.ظ| نویسنده : افسر جنگ سایبری
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
گروه مدافعان جنگ نرم شنبه 6 آبان 1391 07:59 ب.ظ
بسم الرب الشهدا والصدیقین
از سنگر سایبری گروه مدافعان جنگ نرم به تمامی پایگاه های سایبری برادران دینی عزیز لوگوی سنگر ما تغییر یافته از هم سنگرانی که مرحمت نموده لوگو مارو قرار دادند تقاضا میشود این کد را قرار دهند


<!-- start logo cod off http://dosw.ir --><p align="center"><p align="center"><a href="http://dosw.ir" target="_blank"><img border="0" src="http://doswa.persiangig.com/ASDS_1.png" alt="لوگو "></a></p><!--finish logo cod off http://dosw.ir -->
شهدای کوی ابوافضل-ساری شنبه 6 آبان 1391 04:07 ب.ظ
سلام همسنگر عزیز
به تازگی وبلاگ پایگاه ما شروع به فعالیت کرده
اگر صلاح میدونید به علت نزدیک بودن هدف و فعالیت ما در زمینه وبلاگ نویسی خوشحال میشیم که اقدام به تبادل لینک کنیم بنده با افتخار شمارا لینک میکنم
منتظر پیشنهادات و نظرات شما دوستان با تجربه هستیم
به امید پیروزی
سیده حورا جمعه 5 آبان 1391 01:51 ب.ظ
سلام خسته نباشید



امیدوارم موفق و سربلند و پیروز باشید

"اللًّهُـ‗__‗ـمَ صَّـ‗__‗ـلِ عَـ‗__‗ـلَى مُحَمَّـ‗__‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗__‗ـَد

و عَجِّـ‗__‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗__‗ـم"
افسر جنگ سایبری پاسخ داد:
سلام.
ممنون.
انشاءالله...
احمد جمعه 5 آبان 1391 01:25 ب.ظ
سلام عید سعید قربان بر شما بزرگوار مبارک باد متشکرم از حضورتون منالله توفیق
افسر جنگ سایبری پاسخ داد:
سلام.
این عید سعید بر شما هم مبارک....
مهدی یــــــار 85 جمعه 5 آبان 1391 01:07 ق.ظ
" عید قربان ، ذبح عظیم ، حسیــــــــــن "
وبلاگ «مهدی یـــــــــار 85 » به روز است.
با حضور و نظر خود مفتخرمان کنید.
یاعلی...
افسر جنگ سایبری پاسخ داد:
سلام.
حتما اخوی...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین مطالب
درباره ما
**بسم الله الرحمن الرحیم
هر گونه برداشت مطلب از وبلاگ افسران جنگ سایبری بدون ذکر منبع مورد قبول سایبری نویسان این وبلاگ نمی باشد.البته اگر این برداشت مطلب در جهت پیشبرد و تبلیغ دین اسلام باشد اشکالی ندارد**
مدیر وب سایت : افسر جنگ سایبری
صفحات
موضوعات
نظر سنجی
برای سلامتی و تعجیل در فرج مهدی فاطمه الآن چند تا صلوات می فرستید؟










لینک دوستان
آرشیو مطالب
نویسندگان
برچسب ها
پیوندهای روزانه
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :