تبلیغات
افسران جنگ سایبری - مولای من....
[ ]
 
 
مولای من....
نظرات

ثامن تم : مولای من...

آرزو دارم مرا عبدالمهدی بنامند.
ای كاش آن اوایل كه زبان گشودم نزدیكانم مرا به گفتن یا مهدی وا می داشتند.
ای كاش مهد كودكم مهد آشنایی با شما بود.
ای كاش در كلاس اول نام زیبای شما سرمشق دفترم بود.
ای كاش در دوره راهنمایی مرا به خیمه شما راه نمایی می كردند.
ای كاش در كلاس تاریخ مرا با تاریخ غیبت شما آشنا می ساختند.
ای كاش در كلاس دینی به ما میگفتند باب الله و دیان دین شمایید.
ای كاش در كلاس نقاشی چهره مهربان شما را نقاشی میكردیم.
ای كاش در كلاس انشاء به جای علم بهتر است یا ثروت
از جلب رضایت شما مینوشتیم مگر
نه اینكه بدون شما نه علم بهتر است نه ثروت.
ای كاش در كلاس زبان به ما میگفتند شما به تمام زبانها
و لهجه ها و حتی زبانهای موجودات آشنایید.
ای كاش در كلاس فیزیك،شیمی و ریاضی میگفتند
شما در یك لحظه میتوانید به تمام عوالم و كهكشان ها نظر كنید
و از احوال همه ساكنان زمین و آسمان با خبر شوید.
حال كه شما را با دیده دل پیدا كرده ام گویی دوباره
متولد شده ام و حق دارم كه از شما بخواهم مرا رها نكنید.
این دو بیت هم واسه من گنهکار
لب را که پر آه می کنم ،می بینی
عمری که تباه می کنم ،می بینی
مُردم ز خجالت چو شنیدم آقا
وقتی که گناه می کنم ،می بینی...


چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392ساعت : 02:11 ق.ظ| نویسنده : افسر جنگ سایبری
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
خواهر رزمنده یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 12:34 ب.ظ
ای كاش الان هم میتوانستیم خون به دلش نكنیم...
افسر جنگ سایبری پاسخ داد:
(.....)
طلعت آدینه شنبه 21 اردیبهشت 1392 10:33 ب.ظ
سلام.
کم سعادتیست.
التماس دعا
افسر جنگ سایبری پاسخ داد:
سلام..
خواهش میکنم.....
محتاج دعا
طلعت آدینه جمعه 20 اردیبهشت 1392 11:42 ب.ظ
مدتی این مثنوی تأخیر شد
آهوی ما گرگ شد، خنزیر شد
شد رها سگ،‌ باز و بسته ماند سنگ
ای برادر باز هم جنگ است،‌ جنگ
سالکان بی خرد! بی‌پیرها!
ساحران! رمال‌ها! جن‌گیرها!
مکتب ایران چو دکان شماست
نفستان ولله ایران شماست
عشق ایران کاش در سر داشتید
کاش آن را نیز باور داشتید
وای از آن روزی که با بانگ جلی
سایه بردارد ز سرهاتان ولی
پس زند خاک از کدورت‌هایتان
صورتک‌ها را ز صورت‌هایتان
بانگ بردارد ز اعماق وجود
فاش گوید آنچه را بود و نبود
تشتتان چون از سر بام اوفتاد
کله‌هاتان چون که خالی شد ز باد
هان! گمان کردید ما وامانده‌ایم؟!
ما کنار دام بر جا مانده‌ایم
منتظر با تیغ‌ها و داس‌ها
پیشتر آیید ای خناس‌ها
هر طرف کردیم دامی را رها
پیشتر آیید ای بدکاره ها
تیغ کج آ‌ریم و گردانیم صاف
هر که ره گیرد به سوی انحراف
چون هلاهل مغز بادام شما
مانده فرزین گرچه در دام شما
ای دلیل داعیان دین ما
تاج سر، ای مرد، ای فرزین ما!
این سخن را بشنو از اهل تمیز
رأی و بیعت فرق‌ها دارد عزیز
نیک می‌دانیم از برهان و نقل
این که بیعت عشق باشد رأی عقل
گرچه عقل ما ملاک خوبی است
یادمان باشد که پایش چوبی است
عقل آخر هم بماند در نود
عشق اما ختم کار و هست صد
هر چه رمل آرید و سحر و جفر و راز
عشق اسطرلاب اسرار است باز
چون رجز خوانند مردان نود؟
چون؟ که جاری در رگان ماست صد؟
***
ماه سنگی سرد و بی مقدار بود
گرمی خورشید بر حسنش فزود
رو بگرداند چو خورشیدی ز ماه
در محاق افتد قمر، گردد تباه
جملگی دانند، حتی خار و خس!
آبروی ماه از شمس است و بس

شهدا نگاهشان به انتخاب شماست.
یاهو
افسر جنگ سایبری پاسخ داد:
سلام.ممنون...
زیبا بود...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین مطالب
درباره ما
**بسم الله الرحمن الرحیم
هر گونه برداشت مطلب از وبلاگ افسران جنگ سایبری بدون ذکر منبع مورد قبول سایبری نویسان این وبلاگ نمی باشد.البته اگر این برداشت مطلب در جهت پیشبرد و تبلیغ دین اسلام باشد اشکالی ندارد**
مدیر وب سایت : افسر جنگ سایبری
صفحات
موضوعات
نظر سنجی
برای سلامتی و تعجیل در فرج مهدی فاطمه الآن چند تا صلوات می فرستید؟










لینک دوستان
آرشیو مطالب
نویسندگان
برچسب ها
پیوندهای روزانه
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :